عباس اقبال آشتيانى

179

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

و يا لااقل با فرستادن تحف و هدايا و قبول ايلى از پيشرفت مغول و عاقبت وخيمى كه اين كار دربرداشت جلوگيرى نمايد و هر وقت كه با او از جلو آمدن مغول به طرف عراق گفتگو مىكردند مىگفت بغداد مرا كفايت مىكند در صورتى كه من از بلاد ديگر بگذرم مغول در بند گرفتن اين شهر كه منزل و مقام من است نخواهند بود . در زمان خلافت مستعصم مغول چند بار به طرف عراق آمدند ولى تا اوايل سال 656 هيچ‌گاه موفق بدست يافتن بر بغداد نگرديدند و اول موقعى كه در عصر اين خليفه بجانب بغداد آمدند در اوايل سال 643 بود و در اين تاريخ سليمان بن پرچم سركردهء تركمانان ايوائى در بغداد نفوذ كلى داشت و چون يك نفر ديگر از سركردگان همين طايفه باسم خليل بن بدر از اطاعت خليفه سرپيچيد و بحدود جبال رفت سليمان شاه به سركوبى او شتافته خليل را بقتل رساند و برادر خليل و جماعتى از كردان با مغول همدست شده به طرف بغداد سرازير گرديدند . خليفه امر داد كه عساكر بغداد بر سبيل احتياط در خارج دار الخلافه حاضر مقابله باشند و در صورت پيش آمدن مخالفين جلوى ايشان را بگيرند ، مغول نيز به خيال اينكه عدهء عساكر خليفه زياد نيست به طرف بغداد به عجله پيش تاختند و خليفه يكى از فرماندهان قشون خود يعنى شرف الدين اقبال شرابى را به جلوى ايشان فرستاد . مغول در ربيع الآخر سال 643 به اطراف بغداد رسيدند و قشون خليفه به سردارى شرف الدين اقبال شرابى و به كمك و دستور مؤيد الدين محمد بن احمد بن العلقمى وزير مستعصم بجهاد با مغول مشغول شدند و چون مغول در خود تاب مقاومت نديدند شبانه گريختند و بغداد در اين تاريخ از شر استيلاى ايشان محفوظ ماند . زمام امور كشورى و لشكرى خليفه در اين تاريخ در دست اشخاص ذيل بود : مؤيد بن العلقمى وزير ، شرف الدين اقبال شرابى از فرماندهان قشون ، سليمان شاه تركمان سركردهء طايفهء ايوائى ، مجاهد الدين ايبك دوات‌دار صغير و علاء الدين آلتون برس دوات‌دار كبير . عساكر خليفه در اين ايام منحصر بود به 60000 نفر كه قسمت عمدهء ايشان در تحت امر سليمان شاه بودند و اختيار كارهاى خلافت در دست علاء الدين دوات‌دار كبير و مجاهد الدين دوات‌دار صغير و اقبال شرابى و ابن العلقمى وزير بود ولى اين امرا و وزرا چندان اخلاصى به خليفه نداشتند و هركدام به شكلى به خيال برانداختن او بودند